گالری بهشت و تغییر و تحولات بعد از آن

. بعد از نمایشگاه سوم در گالری ارسباران زندگی هنری هنرمند مجتبی رستمی دست‌خوش تغییراتی شد
که شرایط بهتری را برای او فراهم کرد. این تحولات کمی از روایات گالری و نمایشگاه‌ها خارج
می‌شود و حول محور کار و زندگی می‌چرخد.
بعد از نمایشگاه سوم همانطور که پیشتر به آن اشاره شد شرایط خیلی تغییر کرد و سفارشات هنری برای
هنرمند بیش از پیش شده‌بود. درواقع هنرمند بعد از برگزاری این رویداد زندگی هنری‌اش در مسیر
جدی‌تری قرارگرفت و همین اتفاق سبب شد تا اشخاصی که درخواست کشیدن چهره‌شان را از هنرمند
کرده‌بودند به او سفارش دهند. از آنجایی که بخشی از هزینه‌های زندگی هنرمند علاوه بر تدریس در
حیطه هنر به دوش فروش آثار او افتاده بود، به همین‌خاطر مبحث فروش در آن دوران برای او از
اهمیت به‌سزایی برخوردار بود.
در ادامه هنرمند متوجه شد، فضایی که به عنوان اولین آتلیه داشت گنجایش این حجم از کار، سفارشات
و آموزش به هنرجویان را ندارد پس بر آن شد تا جایی برای اجاره با عنوان آتلیه جدید برای خودش
دست‌وپاکند. در آن برهه زمانی به بازدید از جاهای مختلفی می‌رفت تا فضای دلخواهش را برای کار
پیداکند. در آخر موفق شد تا در خیابان شهید بهشتی تهران فضایی‌را برای آتلیه خود و کلاس درس پیدا
و آماده کند. این آتلیه یک شروع خوب برای هنرمند محسوب می‌شد تا آنجا‌که حدودا 8 سال کار و
تدریس مداوم در همان آتلیه داشت. به عبارتی این 8 سال یک دوران طلایی به حساب می‌آمد چه از
لحاظ کاری و چه از نظر شهرت کار و اسم هنرمند.
آتلیه هنرمند در این 8 سال با نام گالری بهشت مشغول به کار و فعالیت بود. اسم این گالری توسط
هنرمند از روی خیابان شهید بهشتی درواقع فضایی که گالری در آنجا واقع شده‌بود، انتخاب شد.
مهمترین نکته این که ایستگاه مترو شهید بهشتی در نزدیکی گالری بود و گالری هم به شکل یک مغازه
شیشه‌ایی بزرگ، ویترین مختص خود را داشت، سه اتفاق مهم به صورت همزمان در آن دوران رخ داد
که به ترتیب: سفارشات قبلی، تدریس و فروش روزانه را شامل می‌شد.
این سه رویداد به نحوی زندگی هنرمند را به خود مشغول ساخت که دیگر وقت‌خالی برای او نمی‌ماند،
زیرا تا قبل از این که هنرمند وارد این دوره 8 سال کاریش در گالری بهشت شود، کارهای گرافیکی

برای نشریات، مجلات و … انجام می‌داد. اما پس از ورود او به آتلیه جدید صد‌در‌صد کارش حول
محور نقاشی، طراحی و آموزش آن‌ها به صورت حرفه‌ایی شد.
گالری شهید بهشتی به‌خاطر داشتن ویترین پر رنگ و لعابش توجهات را برای یادگیری نقاشی و
طراحی به خود جلب می‌کرد از این رو هنرمند شاگردان بسیاری داشت که سبک و سیاق مختص خود
را به آن‌ها آموزش می‌داد. علاوه براین‌ها بخش جذاب و مورد علاقه‌ هنرمند فروش تابلوها بود حتی
می‌توان گفت این قسمت از آموزش هم در ذهن او درخشان‌تر به حساب می‌آمد. ماجرا از این قرار بود
که اطراف گالری مراکز اداری، مطب پزشکان و سفارت‌خانه‌ها بسیاری وجود داشت که همه
مشتری‌های او شده‌بودند. در نزدیکی و همسایگی او سفارت‌خانه افغانستان بود که یکی از
مشتری‌های دائمی او محسوب می‌شد. در آن زمان با توجه به موقعیت مکانی آتلیه‌اش، مجتبی رستمی
مشکلی برای فروش تابلوهایش و امرار معاش گالری و زندگی‌اش نداشت. به طور کلی یک فضای
خوب، جذاب و هنری برای او ایجادشده‌بود و شرایط پیش آمده باعث شد تا هنرمند حدود 8 سال با تمام
فراز و نشیب‌ها در این گالری بماند.
از اتفاقات مثبتی که در آن فضا در بخش فروش آثار برای او رقم خورد این بود که هنرمند توانست با
بازسازی آثار دوره‌ی دانشجویی خود بیشتر آن‌ها را به‌فروش برساند. باید در نظر داشت که آثار
دانشجویی صرفا برای یادگیری او بودند و او با توانمندی و درایت در موقعیت مناسب پس از کار مجدد
روی آن‌ها، کارهارا در ویترین برای فروش قرار می‌داد. مورد مهم دیگری که برای او پیش آمد،
سفارشات توسط مراکز اداری، تجاری و مطب ها بود که عموما چند اثر شبیه بهم بودند ولی با
دایره‌رنگی مختلف که به‌ فضای کاریشان می‌آمد، از این رو نحوه انجام این قبیل سفارش‌ها متفاوت
بود.
در آخر ناگفته نماند که فضای آموزشی بسیار جذابی در آنجا وجود داشت و هنرمند با هر قشری از
جامعه در ارتباط بود و آشنا می‌شد. این اتفاق به خودی خود یک تجربه منحصر به فرد برای او
محسوب می‌شد، زیرا این اجازه را به هنرمند می‌داد تا علاوه بر اینکه با دانش‌آموزان برخورد داشته
باشد با شخصیت‌های مختلفی در اجتماع نیز درارتباط باشد و به شخصیت شناسی افراد مختلف دست پیدا
کند. در آن زمان از هر قشری در جامعه وارد گالری هنرمند می‌شد و نظر یا سلیقه شخصی خود را پس
دیدن نقاشی‌ها در خصوص آثار و یاکارهای هنرجویان بازگو‌می‌کرد. گاهی هم آنقدر فضا دوستانه شده
بود که افراد مختلف مثلا خانم های خانه‌دار یا اشخاصی که علاقه به نقاشی کردن دارند ولی فرصت

کلاس رفتن ندارند کار را انجام میداند و در نهایت برای روند رشد آن‌ها در گالری حول محور نقاط
ضعف و قوت آثارشان صحبت می‌شد. این فضا به قدری دلنشین بود که هنرمند بعد از مدرسه اولین
هدفش رفتن به گالری بهشت بود. در این گالری سه مدل تابلو ایجاد شد که در قسمت بعدی به آن پرداخته
می‌شود.

نویسنده: شروین سعیدکندری

Paradise gallery and changes and developments after that
After the third exhibition at Arasbaran Gallery, artist Mojtaba Rostami's artistic life underwent
changes that provided better conditions for him. These developments leave the narratives of
galleries and exhibitions and revolve around work and life.
After the third exhibition, as mentioned before, the situation changed a lot and the art orders
for the artist were more than before. In fact, after holding this event, the artistic life of artist
took a more serious path, and this incident made the people who asked the artist to draw their
faces to commission him. Since a part of the artist's living expenses, in addition to teaching in
the field of art, was covered by the sale of his works, that is why the topic of sale was very
important for him at that time.

In the following, the artist noticed that the space he had as his first studio could not
accommodate this volume of work, orders and training for students, so he decided to rent a
place for himself as a new studio. At that time, he used to visit different places to find his
favorite place to work. In the end, he managed to find and prepare a space for his studio and
classroom in Tehran's Shahid Beheshti Street. This studio was considered a good start for the
artist to the extent that he worked and taught continuously in the same studio for about 8
years. In other words, these 8 years were considered a golden era, both in terms of work and in
terms of the reputation of the work and the name of the artist.
In these 8 years, the artist's studio was working under the name of Behesht Gallery. The name
of this gallery was chosen by the artist himself, from Shahid Beheshti Street, actually the place
where the gallery is located. The most important point: Shahid Beheshti metro station was near
the gallery and the gallery had its own window in the form of a large glass shop, three
important events happened at the same time during that time, which included previous orders,
teaching, and daily sales, respectively.
These three occurrences occupied the artist's life in a way that he no longer had free time,
because before the artist entered this period of 8 years of work at Behesht Gallery, he was
doing graphic works for publications, magazines, etc. But after he entered the new studio,
100% of his work revolved around painting, designing and teaching them professionally.
Shahid Beheshti Gallery attracted attention for learning painting and drawing due to its colorful
and glazed showcase, therefore the artist had many students to whom he taught his own style
and style. In addition to these, the attractive and favorite part of the artist was selling the
paintings, even it can be said that this part of the training was considered more brilliant in his
mind. The story was that there were many administrative centers, doctors' offices and
embassies around the gallery, all of which had become his clients. Nearby and in his
neighborhood was the Afghan embassy, which was considered one of his regular customers. At
that time, due to the location of his studio, Mojtaba Rostami had no problem selling his
paintings and making a living for his gallery and his life. In general, a good, attractive and artistic

environment was created for him and the circumstances caused the artist to stay in this gallery
for about 8 years with all the ups and downs.
One of the positive things that happened to him in the field of selling works in that space was
that the artist was able to sell more of his student works by recreating them. It should be kept
in mind that the student works were only for his learning and he would put the works in the
showcase for sale after working on them again with ability and tact in the right situation.
Another important thing that happened to him were orders from administrative centers,
commercial centers, and clinics, which generally had several similar works, but with a different
color circle that came to their work space, so the way of doing such orders was different.
In the end, it goes without saying that there was a very attractive educational atmosphere
there and the artist was in contact with every stratum of the society and got to know each
other. This event in itself was considered a unique experience for him, because it allowed the
artist to interact with different personalities in the community in addition to dealing with
students and get to know the personalities of different people. At that time, people from all
walks of life would enter the artist's gallery and tell their personal opinion or taste about the
works and works of the students after seeing the paintings. Sometimes, the atmosphere was so
friendly that different people, for example, housewives or people who are interested in
painting but don't have time to go to class, would do the work, and finally, for their growth
process in the gallery, the weaknesses and strengths of their works were discussed. This
atmosphere was so pleasant that the artist's first goal after school was to go to Behesht Gallery.
Three panel models were created in this gallery, which will be discussed in the next part.

Written by Shervin Kondory
Translate by Shaghayegh Kondory

یک درام هنری

پس از اجاره‌ی آتلیه مجتبی رستمی به فکر ایجاد تغییراتی در فضای شخصی خود افتاده
بود از این رو ویترین و فضای اصلی را از هم جدا کرد، به عبارتی یک دکور مناسب طراحی کرد تا
کمی از حالت سادگی خارج شود. وی دو دلیل برای انجام این کار داشت، مورد اول ایجاد یک فضای
امن که به دور از هیاهو و دور از دیدگان مسافران مناسب برای نقاشی کردن بود و دلیل دوم هنرجویان
بهتر بتوانند یاد بگیرند و کار کنند. بعد از انجام دکور هنرمند آثار انتخابی و مورد نظر خود را بر روی
ویترین گالری نصب کرد. سپس یک متن با عنوان اینکه در این آتلیه شاگرد پذیرفته می‌شود آماده کرد و
اسم گالری خود را نیز بهشت گذاشت.

خاطرات گالری بهشت .مجتبی رستمی

متن مربوط به خاطرات مجنبی رستمی و برگرفته از زندگی نامه ایشان می باشد

اتفاقات متعددی در آن دوران در آتلیه بهشت برای او افتاد، از جمله این وقایع پیش آمده هم فروش آثار
پرتره با مداد رنگی که از نمایشگاه‌های قبل برای هنرمند مانده بود و آموزش به روش رنگ روغن از
دیگر تفاقات مهم آن دوران به‌حساب می‌آمد. تقریبا هر روز بعد از تدریس در مدرسه به سرعت
خودرا به آتلیه بهشت که واقع در متروی شهید بهشتی بود می‌رساند و تا ساعت 10 شب در آنجا مشغول
به کار و تدریس بود.
مورد بعدی که نمی‌توان از آن چشم پوشی کرد آثاری بود که رفته‌رفته با گذر زمان آماده می‌شدند و
در روش اجرایی یک شکل خاص به خود می‌گرفتند. در واقع ابتدای شکل‌گیری تکنیک بلست از این
دوران شروع شد و تا امروز ادامه پیدا کرده‌است تا جایی‌که یک نوع امضا شخصی برای هنرمند
محسوب می‌شود. در این میان به دلیل رفت‌و‌آمد دانش آموزان با مترو، بعضی از آن‌ها برای انجام
تکالیف هنری خود به مجتبی رستمی در گالری بهشت مراجعه می‌کردند و وی با اشتیاق تمام در این
مورد به آن‌ها یاری می‌رساند.
از دیگر موارد پیش‌آمده در آن دوران مراجعه مردم به گالری هنرمند بود که هنگام عبور از آن محیط
به ویترین گالری نگاه می‌کردند به نوعی گالری بهشت راه‌روی مترو شهید بهشتی را مزین کرده بود.
در این میان یکی از کارگران شهرداری هر روز در هنگام برگشت به خانه مقابل ویترین و آثار هنرمند
می‌ایستاد و به آن‌ها نگاه می‌کرد. یک بار هم قیمت یکی از آثار را از او پرسید. بعد از مدتی مجتبی
رستمی تغییری در آثار پشت ویترین ایجاد کرد و بعضی از آن‌ها را جابجا کرد. همین اتفاق سبب شد
شخصی که پیشتر در مقابل آثار می‌ایستاد، هنگام عبور از آن محیط در مقابل ویترین قرار گرفت و
ناگهان سراسیمه به سمت هنرمند در داخل آتلیه

مجتبی رستمی هنرمند معاصر

خاطرات هنری مجتبی رستمی

رفت و از او پرسید نقاشی های پشت ویترین فروخته شده‌اند؟
مجتبی رستمی با آرامش کارگر شهرداری را به داخل آتلیه دعوت کرد و از او پرسید، کدام نقاشی را
می‌گویید؟
او با استرس تمام پاسخ داد همان که یک سبد گل بود. آن را فروخته اید؟
هنرمند در جواب اثر را به ایشان نشان داد و در همان لحظه شخص نفس راحتی کشید که همین امر
باعث کنجکاوی نقاش شد تا از او بپرسد چه شده‌است؟

کارگر شهرداری که یک رفتگر ساده بود پاسخ داد من از 2 الی 3 ماه پیش که این اثر را پشت ویترین
دیدم از آن خوشم آمد و بعد از اینکه قیمت آن را از شما پرسیدم متوجه شدم که باید برای خرید آن
پول‌هایم را جمع کنم.
در همان لحظه مجتبی رستمی وقتی این علاقه و اشتیاق را دید وبا توجه به اینکه براین اعتقاد بود هر
فردی اگر به تابلویی علاقه داشته‌باشد، ناخواسته یا خودخواسته آن چیز برای او می‌شود، پس چه بهتر
که اثر به شخص داده شود و به او گفت این اثر به عنوان هدیه تقدیم به شما، اما او نپذیرفت و گفت شما
برای کشیدن این آثار زحمت کشیده‌اید و با توجه به اینکه اثر هنری قیمت ندارد و نباید درباره‌ی قیمت
آن با هنرمندش صحبت کرد، من تنها خواهشی که دارم این هست؛ اثر را برای من کنار بگذارید تا من
پول کامل را بیاورم و آن را خریداری کنم. هنرمند در ادامه به خریدار اثر گفت هرچقدر که تا الان جمع
کرده‌ایید را برای خرید این نقاشی پرداخت کنید و مابقی آن را به عنوان تخفیف از طرف من در نظر
بگیرید. همین باعث خوشحالی خریدار شد و تابلو را خریداری کرد و بعد از بسته بندی، آن را با خود
برد. این اتفاق یک درس بزرگ برای هنرمند به حساب می‌آمد، انسان‌های بزرگ قدر هنر را به این
شکل می‌دانند و این اتفاق برای او بسیار قابل احترام و با ارزش بود.

از حواشی‌ها تا برگزاری نمایشگاه نقاشی‌های من در ارسباران- My classmates number II, an event that was shown in Arasbaran cultural center

در ادامه توضیحات مربوط به نمایشگاه های پی‌درپی و کارهایی که در جوانی توسط
هنرمند انجام شد.

همانطور که گفته‌شد مجموعه اول مدادرنگی با موضوع دانش‌آموزان در فرهنگسرای
اشراق برگزار شد و در قسمت دوم این مجموعه، با توجه به اینکه تعداد آثار حاضر در آن از مجموعه
اول بیشتر بود با فاصله زمانی حدودا چهار الی پنج ماه بعد در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد. به
طور کلی این دو مجموعه شامل 100 اثر هنری بودند و با توجه به شرایط و موقعیت زمانی نگاه
مخاطبین را به خود جلب کرد و بیشتر آثار در هر دو مجموعه توسط اولیای دانش‌آمورانی که در
نمایشگاه‌ها حضور پیداکرده‌بودند خریداری شد. اتفاق مهمی که حاصل این مجموعه های پیش‌آمده بود،
شوق و اشتیاق بیشتر اولیا را بیشتر بود. زیرا علاوه بر آثار حاضر در نمایشگاه، 150 تا از عکس‌های
دانش‌آموزان در اندازه‌ی 9 در 12 توسط هنرمند چاپ شده بود که به خودی‌خود جذابیت رویداد را
دوچندان کرده‌بود. بعد از این اتفاقات یک موج عظیمی از سفارشات توسط بازدیدکنندگان و والدین دانش
آموزان برای هنرمند ایجادشد.
در این میان مسئله‌ایی پیش آمد که آثار و تصاویر کشیده شده از بچه‌ها حاصل یک اتفاق بصری بود، به
عبارتی تصاویر منتخب توسط هنرمند بیشتر بچه‌هایی را نشان می‌داد که غرق در حال و هوای کودکی
خود هستند و این عمل جذابیت آثار نهایی را بیشتر کرده‌بود. زمانی‌که والدین به سفارش چهره خودشان
توسط هنرمند مجتبی‌رستمی روی آوردند و عکس‌هایی منتخب خود را می آوردند یا گاهی از خود
هنرمند می‌خواستند که از آن‌ها عکاسی کند، دیگر آثار از حالت حسی خارج شد و یک برخورد
سفارشی و تاحد و اندازه‌ایی فضایی مصنوعی به خود گرفت. این اتفاق هنرمند را به یاد نقاشان و
سفارشات درباری و حتی تعریف و تمجیدات بعد از آن می‌انداخت. شرایط پیش‌ِ‌رو از علاقه‌مندی‌های
هنرمند نبود، مخصوصا وقتی والدین تمایل به حضور چهره‌هایشان در نمایشگاه‌های بعدی مجتبی
رستمی داشتند. این شرایط یک خود درگیری را برای هنرمند داشت که آیا اینگونه آثار ارزش به نمایش
در آمدن در نمایشگاه را دارد؟
از این رو هنرمند مدتی را کار نکرد چون احساس می‌کرد ارزش کار و نمایشگاه وارد یک بعد دیگر
شده و او را صرفا به سمت سفارشی برده‌است. به همین خاطر به تمامی سفارش دهندگان گفت که
مجموعه بعدی من متفاوت است و قطعا در آن از چهره استفاده نخواهم کرد. همین اتفاق باعث شد

خیلی‌ها از سفارششان منصرف شوند و بعضی دیگر همچنان دوست داشته‌باشند که نقاشی از چهره خود
داشته باشند. کم‌کم هنرمند سعی‌کرد تا این روند کاری را در همان‌جا متوقف کند.
مجموعه سوم با عنوان "نقاشی‌های من" مجدد در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد. در این اتفاق
موضوع کار تخیلی بود که چهره‌ها و حیوانات نیز شامل آن می‌شد ، تکنیک و ابعاد همچون دو
نمایشگاه گذشته با مدادرنگی و اندازه آثار 30 در 40 بود. بازهم مخاطبان آثار او خصوصا والدین که
احساس بر این داشتند روند مجموعه شبیه به آثار قبلی باشد، با آثاری کاملا متفاوت روبرو شدند. اینRostami-رستمی-مجتبی- هنرمند نقاش

نقاشی رستمی

نقاشی رستمی

رویداد همچون رویدادهای پیشین بازخورد خوبی داشت، همچنین فروش آثار در آن نیز بسیار خوب بود.

بازنویسی و نگارش متن  : شروین کندری

According to the exhibition of my classmates, which was explained in the
previous part. This visual event took place in Cultural Center Eshragh with the cooperation
of the management, Mr. Abu AlKheirian, and all the good and useful topics that were the
result of the work were mentioned in the previous part, and it also goes without saying that
a workshop was held after the exhibition of my classmates at the request of visitors from
the artist Mojtaba Rostami in Cultural Center Eshragh was held.
Since Eshragh Cultural Center was in District 4 and most of the schools where the artist
taught were around District 3 on the side of Shariati Street or Pasdaran, namely: Danesh,
Payam Imam, Nikan, Tadbireshams, Jamaran, Ferdowsi, Farjad and Komeil, which later The
High School Gostaresh and Sobhan were added to them.
Due to the distance between Eshragh Cultural Center and the mentioned schools, parents
had traveled a long distance to visit the exhibition, so some parents could not be present on
the opening day, and those who came expected that their child's picture would be in the
exhibition. Due to the lack of time and as mentioned in the previous section, 300 were
selected from among 2000 photos, and out of these 300, the artist had time to prepare only
40 of them for the exhibition. From the artist's point of view, one of the bad events of this
exhibition was that parents did not see their child's picture when they entered and visited
the exhibition. Therefore, Mojtaba Rostami promised them a second exhibition of the same
collection, with the trick that this collection is incomplete and to complete it, the next
exhibition will be held. It was interesting here that every student whose face was in this
collection and was present at the exhibition bought it and in this way most of the works
were sold. All this led to the emergence of the second collection, but due to the distance,
the artist himself closed the case of re-holding the exhibition at Eshragh Cultural Center.
The events that happened caused the name of Mojtaba Rostami to become popular and in
the summer of the same year, he received many requests from different schools for
cooperation.
Almost a year after the first exhibition, the second collection was prepared and during this
time the artist was looking for a suitable space to hold the exhibition. Since private galleries
were not very agreeable to such collections and the artist was not very old at that time, he

was around 24-25 years old. For this reason, he again chose cultural center to show his
second collection and discussed with the management of Arasbaran Cultural Center, with
whom he had previously worked, and it was decided that the new collection titled "My
Classmates II" will be held in this cultural center.
Finally, the collection was prepared in the same order as before, with the same size of 30 x
40 and the same form of performance as before, with new images, and it was exhibited in
Arasbaran Cultural Center, with the difference that this time the exhibition was closer to the
area where the artist taught, and definitely received a good visit and feedback, such as The
exhibition before or even more was the result.

Rewrite the text : Shervin Kondory
Translate by: Shaghayegh Kondory​

خاطره ی دعوت دوستان(My classmates and its margins)

 یکی از خاطرات جالبی که می‌توان در این مجموعه نوشته‌ها از آن یاد کرد کارت دعوت نمایشگاه بود. در آن زمان یکی از ملزومات برگزاری نمایشگاه آماده سازی و چاپ کارت دعوت و پوستر نمایشگاه بود و مثل این روزها نبود که توسط گالری انجام شود. درواقع این قسمت به‌عهده‌ی خود هنرمند بود. با توجه به این‌که مجتبی در آن دوران حدودا 850 دانش ‌آموز داشت وافتتاحیه رویداد (همکلاسی‌های من ) در اواسط تابستان بود که از نظر زمانی مدت زیادی از حال و هوای مدرسه دور بود نوع انگیزه ی دعوت مدعوین متفاوت بود، به‌همین

مجتبی-رستمی-نمایشگاه نقاشی مجتبی رستمی-نمایشگاه هنرمند نقاش-Mojtaba-Rostami

کارت دعوت نمایشگاه نقاشی همکلاسی های من

خاطر هنرمند تصمیم بر این گرفت که برای متفاوت‌تر شدن فرایند اعلام و دعوت نمایشگاه نقاشی همکلاسی‎های من از تصاویر آثار حاضر در مجموعه بهره‌مند شود و با این کار علاوه بر دعوت و خبر رسانی نمایشگاهش، یک یادگاری برای دعوت شده‌ها بر جای بگذارد.

و تصمیمی متفاوت و غیرمعمول گرفت

در بخش اول استرس خاصی در هنرمند ایجاد شد، از این رو که این اتفاق می‌توانست یک کار خودپسندانه قلمداد شود و ناگفته نماند که اطرافیان او نیز به آن دامن زدند. وقتی پوستر و کارت دعوت آماده شد و به چاپ رسید، با توجه به این‌که عکس خود هنرمند روی کارت دعوت بود بازخورد جالبی از هنرجویانش داشت. آن‌ها از استاد خود درخواست می‌کردند تا برایشان آن‌را امضا کند و مجتبی رستمی هم همراه با یک متن زیبا برای آن‌ها این کار را انجام می‌داد. کم‌کم کارت دعوت بین دیگر همکاران در مدارس هم مورد بحث قرار گرفت و آن‌ها نیز علاقه‌مند بودند که یک کارت با امضای هنرمند داشته‌باشند. پوستر این نمایشگاه متفاوت از کارت دعوت بود و طرحی از جمع دانش آموزان روی آن کار شده بود که خود این حرکت رویداد را جذاب‌تر کرده‌بود.

​تنظیم وبازنگارش متن : شروین کندوری

Holding an exhibition was the preparation and printing of invitation cards
and exhibition posters, and it was not like these days that it was done by the gallery.
Actually, this part was done by the artist himself.
At that time, the artist had about 850 students and the opening of the "My Classmates"
event was in the middle of summer, which was a long time after the schools were closed,
for this reason, the artist decided to make the process of announcing and inviting the "My
Classmates" painting exhibition more different by using the images of the works in the
collection, and with this, in addition to the invitation and announcement of his exhibition, a
memento for the invitees instead put.
In the first part, a certain stress was created in the artist. Therefore, this incident could be
considered a selfish act, and it goes without saying that the people around him also
mentioned the same. When the poster and invitation card were prepared and printed,
considering that the artist's photo was on the invitation card, he had an interesting feedback
from his students. They asked their teacher to sign it for them, and Mojtaba Rostami did it
along with a beautiful text. Little by little, the invitation card was discussed among other
colleagues in the schools and they were also interested in having a card signed by the artist.
The poster of this exhibition was different from the invitation card, and a design by all
.students was worked on it, which made the movement of the event more attractive .

Rewrite the text : Shervin Kondory:
Translate by: Shaghayegh Kondory​

داستان نمایشگاه هم کلاسی های من ……. (سری اول)نمایشگاهی بی‌پایان»"My classmate" is the title of an endless exhibition

نمایشگاه نقاشی هم کلاسی های من

گزارشی مختصر از نمایشگاه نقاشی مجتبی رستمی طراح و نقاش-Mojtaba Rostami

هنرمندی که به تدریس علاقمند است باید توان تدریس رو هم داشته باشد چون قطعا مورد آزمایش قرار می گیرد مجتبی هم در آن زمان که درگیر آموزش بود، جزوه‌هایی را هم آماده‌کرده بود تا فضای تدریسش که به صورت آکادمیک و حرفه‌ایی بود بهتر پیش رود و دانش‌آموزان نیز از آن‌ها بهره‌مندشوند. این روند در بخش عملی کار هم پیش می‌رفت و همیشه در حال آماده‌سازی و بروز کردن تجربیات خود بود و این اتفاق سبب خروجی های مطلوبی از کلاس‌های او، بخصوص در مدارس شد. در زمانی که در آموزشگاه کمیل مشغول به تدریس بود، پدر یکی از هنرجویان مدیر فرهنگسرای اشراق بود و به او پیشنهاد نمایش آثارش در آنجا را داد. در نهایت طی گفتگویی که با پدر هنرجو صورت گرفت قرار بر این شد که نمایشگاهی از آثار مجتبی رستمی در فرهنگسرای اشراق که در آن‌زمان در بین فرهنگسرا ها دارای شهرت خوبی بود برگزار شود. مدیر فرهنگسرا در یک مکالمه تلفنی یک وقت جهت برگزاری نمایشگاه ایشان معین کردند، اما به قدری مدت زمان برگزاری زود بود که  به ناگزیر هنرمند این دعوت به همکاری را رد کرد، زیرا در آن زمان مجموعه‌ایی کامل برای نمایش  نداشت. در پایان اتفاقی که در این مکالمه‌های پی در پی رخ داد سبب شد مجتبی رستمی مجدد به سمت برگزاری و نمایش آثاراش روی آورد و در نهایت با زمانی که دو الی سه ماه فرصت برای جمع آوری مجموعه‌اش داشت موافقت کرد و در آخر زمانی در تابستان هماهنگ شد.

به‌دلیل مدتی دوری  هنرمند از فضای نمایشگاهی باید کمی دقیق‌تر و جدی‌تر روی این موضوع وقت می‌گذاشت و آن را دنبال می‌کرد. به‌طور کلی نقاشان می دانند هرنقاش موضوع یا موضوعاتی مشخص برای جمع‌آوری مجموعه آثارش دارد، در آن دوران یکی از مباحثی که خیلی برای هنرمند جذاب به شمار می‌رفت و یکی از دغدغه‌های او بود حالت‌ها و پرتره‌های شاگردانش محسوب می‌شد و با توجه به اینکه هر هنرمندی‌که به تدریس مشغول است قطعا با این اتفاق روبرو خواهدشد که شاگردان یا هنرجویانش علاقه داشته باشند توسط قلم استادشان چهره‌نگاری شوند. مجتبی هم به فکر نقاشی از چهره ی شاگردان شد و موضوع همکلاسی‌های من را انتخاب و شروع به فکر و انتخاب سوژه در باب آن کرد. در آن سالها مدارس تهران، هرکلاس بین 35 تا 40 دانش‌آموز داشت و در این زمان کوتاهی که او سرکلاس باید تدریس می‌کرد پاسخگوی این شوق دانش‌آموزان نیز بود. از آنجایی که سعی بر این داشت، هرگز تفاوتی میان شاگردانش نگذارد تصمیم بر این گرفت تا پرتره‌های زیادی از بچه‌ها بکشد و این جذابیت باعث شد در زمان خودش از آن‌ها کار کند. با همین دیدگاه در آن دوران یک دوربین عکاسی مارک سُنیH9 خریداری کرد  و این دوربین نیمه حرفه‌ایی را با خود سر کلاس برد و به جای نقاش از آن‌ها عکاسی می‌کرد با این تفاوت که قرار براین بود بخشی از این عکس‌ها تبدیل به پرتره‌های نقاشی شده و کار شده از بچه‌ها شود. زمانی که وقت نمایشگاه را گرفت و به فرهنگسرای اشراق رفت با دیدن فضای آنجا احساس بر این داشت که موضوع بسیار خوبی را انتخاب کرده‌است. عنوان مجموعه همکلاسی‌های من بود و با همین نام هنرمند شروع به کار و پرورش مجموعه‌اش کرد. در اوایل کار بچه‌ها در مقابل دوربین خیلی ژست و فیگور می‌گرفتند، اما مجتبی رستمی آنچه در ذهن می‌پروراند فراتر از این ها بود و از این‌رو شروع کرد به عکس برداری از بچه ها در زمان‌‌هایی که اصلا حواسشان نیست و مشغول کارشان هستند. ماحصل حدود 2000 عکس شد و در نهایت قرار براین بود که هنرمند از بین عکس‌ها انتخاب کند و مجموعه‌ایی را برای نمایشگاه همکلاسی‌های من در فرهنگسرای اشراق آماده کند و با توجه به زمانی که برای اجرای کار داشت تصمیم گرفت از روش مدادرنگی بهره‌بگیرد، چون در آن زمان تسلطش بر تکنیک و کار با این ابزار هنری بود و احساسش بر این بود که با این روش اجرایی در این مدت کم از عهده کار بر می‌آید و کودکی موجود در وجود بچه‌ها بهتر به نمایش در می‌آید. از بین 2000 عکس 300 تایی که خاصیت تبدیل به تابلو را داشتند، منتخب شدند. آثار در نمایشگاه همکلاسی‌های من به روش مدادرنگی بر روی مقوا، در سایز 30 در 40 اجرا شدند. تا زمان برگزاری نمایشگاه حدود 40 اثر آماده‌شد و آثار مجموعه اول  در فرهنگسرای اشراق به نمایش درآمدو پایان کار این نمایشگاه که در تابستان هم برگزار شده‌بود از آنجایی که هنرمند با شاگردانش هماهنگ کرده بود همه در روز افتتاحیه حاضر شده بودند و به دنبال چهره‌های کارشده‌شان می‌گشتند. مبحثی که این نمایشگاه را برای بچه‌ها جذاب می‌کرد این بود که نمی‌دانستند کدام یک از فیگورها و پرتره‌های گرفته‌شده‌ی آن‌ها سوژه‌ی اصلی برای کار در این مجموعه قرارگرفته‌است. و مجتبی رستمی نقاشی ها را در کنار عکس ها به نمایش گذاشت .از آنجایی که فرهنگسرای اشراق بسیار شهرت داشت، تبلیغات خوبی هم صورت گرفت و همچنین خرید آثار در این مجموعه همانند نمایشگاه قبلی بسیار خوب و چشم‌گیر بود. اتفاقات جالبی در بین زمان نمایش آثار اتفاق افتاد که در متن های بعدی به آنها اشاره خواهد شد.​

نویسنده متن: شروین کندوری

At that time, when he was involved in education, he had also prepared
pamphlets so that his teaching environment, which was academic and professional, would
go better and the students would also benefit from them. This process continued in the
practical part of the work as well, and he was always preparing and updating his
experiences, which led to favorable results in his classes, especially in schools. While he was
teaching at Komail school, the father of one of the students, who happened to be the
director of Eshragh Cultural Center, suggested him to exhibit his works there. Finally, during
a conversation with the student's father, it was decided that an exhibition of Mojtaba
Rostami's works would be held at the Eshragh Cultural Center, which had a good reputation
at that time. In the same phone conversation, the director of community center fixed a time
for holding his exhibition, but the duration of the exhibition was so early that the artist
inevitably rejected this invitation to cooperate, because he did not have a complete
collection to show at that time. In the end, successive conversations made Mojtaba Rostami
turn to holding and exhibiting his works again, and finally he gave his assent to the time he
had two to three months to collect his collection, and agreed on a time in the summer.
Due to the fact that the artist is far from the exhibition space, he should have spent a little
more time on this issue and followed it.
In general, every painter has a certain subject or subjects to collect his collection of works.
At that time, one of the topics that was considered very attractive for the artist and one of
his concerns was the poses and portraits of his students, and considering that every artist
who is teaching will definitely face the fact that his students are interested. Let them be
painted by the powerful pen of their teacher.
He chose the topic of "my classmates" and started to think and choose an object about it. In
those years, Tehran schools had between 35 and 40 students in each class, and in this short
time he had to teach the whole class and he was also responsible for the enthusiasm of the
students.
Since he tried to never differentiate between his students, he decided to draw many
portraits of children and this attraction made him work on them in his own time. With this

view, at that time he bought a semi-professional Sony H9 camera and took that with himself
to class and photographed them instead of painting, with the difference that some of these
photos were supposed to become painted and worked portraits of children. When he took
time from the exhibition and went to Eshragh Cultural Center, seeing the atmosphere there,
he felt that he had chosen a very good subject.
The title of the collection was "My classmates" and with this name the artist started to work
and develop his collection. At the beginning of the work, the children used to make a lot of
poses and figures in front of the camera, but what Mojtaba Rostami had in mind was
beyond these, therefore, he started photographing the children when they are not paying
attention and are busy with their work.
The result was about 2000 photos, and in the end, the artist was supposed to prepare a
collection of these photos for the "My Classmates" exhibition at Eshragh Cultural Center,
according to the time he had to implement the work, he decided to use the method of
colored pencil. Because at that time, he had mastered the technique and working with this
artistic tool, and he felt that with this method of execution, he could handle the work in this
time, and the childhood in children would be better displayed.
Among the 2000 photos, 300 were selected that could be converted into paintings. The
works in the exhibition "My classmates" were performed using colored pencils on
cardboard, in the size of 30 x 40. By the time of the exhibition, about 40 works were
prepared and the works of the first collection were displayed in Eshragh Cultural Center.
This exhibition, which was held in the summer, and the artist had coordinated with his
students, they all showed up on the opening day and were looking for their painted faces.
The topic that made this exhibition interesting for children was that did not know which of
the figures and portraits taken from them was the main subject for the work in this
collection. As Eshragh Cultural Center was very famous, there was good publicity and also
the purchase of works in this collection was very good and impressive as in the previous
exhibition.

Rewrite the text : Shervin Kondory   
Translate by: Shaghayegh Kondory​

داستان های سال های دور ( بخش دوم)(The first exhibition titled Red Fish)

تنها تصویر باقی مانده از نمایشگاه ماهی های قرمز

Mojtaba Rostami

اولین نمایشگاه با عنوان ماهی‌های قرمز
اولین رویداد نمایشگاهی رسمی‌که برای مجتبی رستمی پیش‌آمد.
در سال 1377 بعداز اینکه مجتبی رستمی مدرک فوق دیپلم هنرهای تجسمی‌را اخذ کرد، به صورت رسمی وارد دنیا و فعالیت‌های هنری شد، مانند هر هنرمند دیگر برای برگزاری نمایشگاه به فکر فرو رفت که البته پیش از آن بصورت ناخواسته وارد صحنه آموزش شده‌بود و آموزش نقاشی را آغاز کرد.
ایجاد و پیدایش یک رویداد هنری در قالب نمایشگاه یک اتفاق مرسوم است که هر هنرمندی علاقه‌ به برگزاری آن‌دارد. اگر شخص دانشجوی هنر باشد، در دانشگاه فعالیت هنری بسیار داشته باشد، همچنین در ارتباط با هنرمندان و اساتید دانشگاه قرارگیرد، قطعا پیدایش این اتفاق برای او ملموس‌تر و علاقه‌اش به هنر بیشتر می‌شود. موضوع‌های مختلفی در رشد و پیشرفت هر فرد در زمینه‌ی هنر تاثیرگذار است از جمله: شرایطی که در آن قرار گرفته و بزرگ شده‌است. در ادامه این علاقه‌مندی به هنر سبب می‌شود تا هنرمند عمل برون‌ریزی بصری در آثارش را پیش‌گیرد و دست به خلق آثاری در خور شرایط زندگی و دیدگاه شخصی‌اش بزند.
بعداز نمایشگاه‌های گروهی در مکان‌های مختلف در دوران دانشجویی، اولین نمایشگاهی که به صورت رسمی برای مجتبی رستمی برگزار شد با عنوان ماهی‌های قرمز در فضای تجسمی نقش‌آفرینی کرد. در ابتدا قرار براین بود که این رویداد تجسمی و بصری در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار شود و از آنجایی که عنوان این نمایشگاه معطوف به ماهی‌های قرمز بود و زمان برگزاری آن با عید نوروز همراه شد، جذابیت این رویداد هنری را دوچندان کرد.
25 اثر در این مجموعه با روش اجرایی مدادرنگی به نتیجه‌ی نهایی رسید. علت انتخاب این روش اجرایی در آثار مجتبی رستمی بخاطر حضور او در محیط مدرسه، تدریس و آموزش مدادرنگی به هنرجویان و دانش‌آموزان بود. این آموزش یک اتفاق مبارک برای او به‌حساب آمد زیرا سبب شد بعداز دوران تحصیل سعی بر این داشته‌باشد که روش اجرایی و استفاده از ابزار مدادرنگی در جهت پیدایش و ایجاد یک اثر هنری را به ‌صورت جدی و حرفه‌ایی یاد بگیرد تا در این زمینه اجرایی توامندی‌هایی برایش حاصل شود و همین توانایی‌ها در سال‌ها و اتفاقات بصری و اجرایی دیگر بسیار تاثیر گذار بود.
رویداد ماهی‌های قرمزبعد از اخذ مدرک فوق‌دیپلم و با در نظر داشتن دانشجوی لیسانس بودن او از چند وجه مختلف که پیرو یکدیگر بودند با حساسیت‌های بسیار بالایی توسط هنرمندش برگزار شد. از جمله این حساسیت‌ها که به شرایط خاص و ویژه‌ی برگزاری اولین نمایشگاه از نگاه تخصصی کمک شایانی کرد می‌توان : سایزکار، انتخاب رنگ‌ها و مهمتر از همه‌ی این‌ها بازخورد بینندگان و بازدیدکنندگان از این نمایشگاه را در نظر گرفت. ماحصل این مجموعه به عنوان اولین نمایشگاه بازدید بسیار خوبی داشت به جهت اینکه در آن‌زمان برپایی نمایشگاه کار آنچنان دشواری برای دانشجوی فعال نبود با استقبال روبرو شد و نتایج ارزنده‌ایی را دربر داشت.
متاسفانه به‌جهت کمبود امکانات در آن زمان، قطعا به شکل امروزی امکان عکاسی وجود نداشت. عکس گرفته شد اما در آرشیو موجود نیست، اما یکی از آثاری که در آن مجموعه بود و فروش نرفت در صفحه بارگزاری شده‌است. درباره‌ی فروش آثار هم از آنجایی که هنرمند در مدارس مشغول به کار بود و تدریس می‌کرد اولیای دانش‌آموزان خریداران آثار او در این نمایشگاه بودند معلمی جوان و پرشور و نقاش تدریس در منطقه 3 و 4 تهران همه دلایل خوبی برای حضور پر رنگ دوستان و اولیا علاقمند به نقاشی بود و همین موضوع باعث فروش اکثریت آثار حاضر در این مجموعه با قیمت مطلوب شد. همین اتفاق زمینه‌ایی شد برای ادامه‌ی فعالیت‌های هنری و برگزاری نمایشگاه. داستان ادامه دارد …..

این متن توسط شروین کندری تدوین و نگارش شده است

The first exhibition titled Red Fish
The first official exhibition event that happened to Mojtaba Rostami.
Shervin Kandari: In 2000, after Mojtaba Rostami received his post-graduate degree in
visual arts, he officially entered the world and artistic activities and like any other artist,
he thought about holding an exhibition, although before that he had inadvertently
entered the training scene and He started teaching painting.
Creating an art event in the form of an exhibition is a common event that every artist is
interested in holding. If a person is an art student, has a lot of artistic activity in the
university, and is in contact with the artists and professors of the university, the
emergence of this event will definitely become more tangible for him and his interest in
art will increase. Various issues influence the growth and development of each person
in the field of art, including: the conditions in which he grew up. Further, this interest in
art causes the artist to take the act of visual projection in his works and start creating
works that suit his life conditions and personal point of view.
After group exhibitions in different places, the first exhibition that was officially held for
Mojtaba Rostami titled Red Fish played a role in visual space. Initially, this visible and
visual event was supposed to be held in Arasbaran Cultural Center of Tehran, and since
the title of this exhibition was focused on red fishes and the time of its holding was
associated with Nowruz, it doubled the attraction of this artistic event. About 25 works in
this collection reached the final result with the implementation method of colored pencil.
The reason for choosing this performance method in Mojtaba Rostami arts works was
because of his presence in the school environment, teaching and teaching colored
pencil to students. This training was considered a blessed event for him because after
his studies, he tried to learn the execution method and the use of painting tools in order
to Genesis and creation a work of art in a serious and professional manner so that he
would have abilities in this field of execution, and these abilities were very effective in
the years and other visual and executive events.
The event of red fishes was organized by the artist with very high sensitivities after
receiving his post-diploma degree and considering that he was a bachelor's student
from several different aspects that followed each other. Among these sensitivities, which
help the special and special conditions of holding the first exhibition from a professional
point of view, we can consider: sizing, choice of colors, and most importantly, the
feedback of the viewers and visitors of this exhibition. As the first exhibition, the result of
this collection was very well received because it was not so difficult to set up an
exhibition at that time, and it received valuable results.
Unfortunately, due to the lack of facilities at that time, it was definitely not possible to
take photographs in today's form. A photo was taken but it is not available in the

archive, only one of the works that was in that collection and was not sold is uploaded
on the page. About the sale of the works, since the artist was working and teaching in
schools, the parents of the students were the buyers of his works in this exhibition, and
this caused the sale of the majority of the works in this collection at a favorable price.This event became the basis for continuing artistic activities and holding exhibitions.

Rewrite the text : Shervin Kondori:
Translate by: Shaghayegh Kondory​

داستان های سال های دور

infogallery.ir

داستان شماره یک
زمان در گذر هست و عمر آدمی همچون باد می گذرد . هرگز آدمی روز های رفته ی عمر خویش را نمی تواند متصور شود که با چه سرعت و در زمانی کوتاه گذشته است.
آدمی هرگز تصور درستی از زمان ندارد .
گاهی بادیدن یک پروانه آدمی به آن می اندیشد که چقدر در مدت کوتاهی در دنیا زیست کرده و حالا بار سفر می بندد. اما به راستی چگونه هست ؟ از لحاظ دیگر موجودات ما چگونه هستیم و زندگی مان را چگونه می گذرانیم. آری منظور من را بعضی متوجه شدن آدمی در طول زمان و حیات خویش به ابدیت می اندیشد و در گروی عمر خود متصور ساخت زمانی برای جاودانگی ، اما به راستی چگونه می توان جاودانه زیست ؟
معنی آن چیست و چگونه است ؟
من هم مثل خیلی از آدمیان دورانی را سپری کرده ام .
کودکیمان در دورانی سخت با تهدید های جدی از جنگ در سال های اوایل انقلاب ایران بگذشت و شاید 10سال اولی عمر من نان سخت بود که باورش برای ادراک آدمیان ست باشد . جنگ و خون و کشته و بمب باران و موشک باران همگی اتفاقاتی بسی سخت در دوران کودکی بود.در دوران کودکی و با شرایط آن روز در تهران شاید بتوان گفت کودکی مان کودکانه نبود.
بعد آن زندگی مدتی روی ارامش داشت و شاید آن زمان جرقه های امید و شور و عشق و امید در من زنده شد و کم کم با جدی شدن زندگی شور نقاشی در من به اوج می رسید . و این آغاز راهی هنری در طول زندگی من بود …

فعالیت های هنری مجتبی رستمی

تصویر

سلام خدمت دوستان عزیز و همراهان همیشگی از آنجا که پیشینه هنری هر هنرمند می تواند تاریخچه تحقیقاتی خوبی برای علاقمندان و هنردوستان و دانشجویان محترم می باشد گروهی از شاگردان جناب استاد رستمی که از سال های 78 تا کنون در خدمت ایشان بوده و سعی بر معرفی هرچه بهتر این هنرمند مردمی به اهالی هنر هستند این پیج را برای معرفی هرچه بهتر ایشان راه اندازی کرده و در نظر دارند به مرور مواردی که تا کنون بوده و خیلی از این فعالیت ها از یاد رفته است را بصورت منسجم در اختیار علاقمندان آثار هنری ایشان قرار دهند باشد که مورد توجه دوستان و علاقمندان قرا گیرد .

نکته قابل ذکر اینکه موارد به جهت اینکه در فواصل زمانی مختلف بوده و بعضی در حال آماده سازی می باشد انتقال اطلاعات زمان بر بوده و از این بابت از شما کمال تشکر را داریم