آغاز و دست‌یابی هنرمند به سبک و سیاقی نوین در نقاشی قسمت اول

 

مجتبی رستمی - مترو - هنرمند-نقاش معاصر

مجتبی رستمی نقاش و هنرمند ایرانی

در این قسمت همچنان به وقایع ‌پیش‌آمده در گالری بهشت پرداخته‌می‌شود. این آتلیه
22 الی 23 متر مساحت داشت که در نزدیکی مترو شهید بهشتی بود که هنرمند از معاونت فرهنگی
مترو در آن زمان آنجارا اجاره کرده بود. در ادامه به دنبال مجوز های مربوط رفت، از آنجایی که در
دوران طلایی تدریسش بود، قطعا همگام سازی و داشتن یک آتلیه هنری یکی از بهترین اتفاق‌های پیش
آمده برای او محسوب می‌شد. حدود 24 غرفه در ایستگاه شهید بهشتی وجود داشت که به هنر و
کارگاه‌های هنری در تمامی رشته ها مثل: منبت، معرق، مس کوبی، خوشنویسی، پاپیه‌ماشه، نقاشی
و… اختصاص داده بودند. باید در نظر داشت که در آن زمان تردد در مترو بسیار بود و همین امر تاثیر
بسزایی در روند کاری و پیشرفت هنرمندان داشت. به این خاطر که علاقه‌مندان به هنر در مسیر راه
توقف می‌کردند و از آثار هنرمندان بازدید کرده و با آن‌ها صحبت می‌کردند، گاهی هم این صحبت‌ها
به خرید فروش و ایجاد یک معامله هنری بین آن‌ها تبدیل می‌شد یا شخص علاقه‌مند به یادگیری می‌شد
و در کلاس‌ها ثبت‌نام می‌کرد. سال 86 هنرمند در این فضا مشغول به کار و آفریدن و خلق آثار هنری
شد و تا سال 94 به مدت 8 سال در آتلیه بهشت فعالیت‌های هنری او ادامه داشت. از جمله اتفاقات خوب
پیش آمده برای هنرمند در آن دوران دیده شدن آثارش بود و اینکه در آنجا حدود 32 ویترین 2 در 3 به
نام نگاه گذر وجود داشت که هنرمندان مختلف می‌توانستند به صورت ماهانه آثار خود را به نمایش
بگذارند. در آن دوران برگزاری و ارائه آثار در این ویترین‌ها بر عهده مجتبی رستمی بود و اگر هم
خرید و فروشی صورت می‌گرفت تنها بین هنرمند و خریدار بود، به طور کلی کادر اصلی مترو از
هنرمند هیچ وجهی در قبال فروش آثارش نمی‌گرفت. امروزه همچنان ویترین‌های نگاه گذر به کار
گرفته می‌شوند، اما نه به شدت قبل هر از چندگاهی مورد استفاده و نمایش آثار قرار می‌گیرند. در
سال‌های 86 تا 87 حدود 8 الی 9 ماه در این 32 ویترین فقط نقاشی های مجتبی رستمی به‌نمایش
گذاشته شده‌بود. این رخداد سبب شد تا کارهای هنرمند خوب شناخته شود و به علاوه اینکه هنرمندان
دیگر هم جذب شوند تا آثار خود را در این بخش برای نمایش و فروش بگذارند.
در ادامه باید به این مساله پرداخت که هنرمند علاوه بر معرفی خود و آثارش فرصت‌های بسیار مناسبی
بدست آورد. گاهی اوقات تغییر آدمی را به چالشی عظیم دعوت می‌کند. به عبارتی دیگر حضور مجتبی
رستمی به گالری جدید دستخوش تغییراتی در روند کاری و زندگی او شد. باید در نظر داشت که هنرمند

همچنان در مدارس به تدریس می‌پرداخت. از آنجایی‌که به یک فضای جدید برای خلق آثارش دست پیدا
کرده‌بود، در آنجا کلاس‌های خصوصی و نیمه خصوصی‌نقاشی هم برگزار می‌کرد، همچنین به
واسطه‌ی ویترین گالری بهشت سفارش کار در آنجا بسیار خوب بود، این به آن معناست که علاوه بر
شرکت‌هایی که برای دفتر خودشان سفارش کار می‌دادند، رهگذرانی هم که از آنجا عبور می‌کردند
سفارش‌های نقاشی مثل منظره، پرتره خودشان و … با سبک و سیاق مختلف داشتند. شرایط پیش‌آمده از
جمله اتفاقات خوبی بود که در دوران کاری هنرمند نقش مهمی ایفا می‌کرد. ناگفته نماند که در آن زمان
با توجه به گرایش جامعه بیشتر مردم علاقه داشتند که کارهای رنگ و روغن در منزل خود داشته‌باشند.
از این رو کارهای هنرمند با روش اجرایی رنگ روغن بیشتر شد و از مدادرنگی بیشتر برای آموزش
به هنرجویان بهره‌گیری و استفاده می‌شد. این تغییر زاویه کاری برای مجتبی رستمی همانطورکه
پیش‌تر به آن اشاره شد یک اتفاق نوین به شمار می‌آمد، چون گسترش فضای آثار هنرمند در
زمینه‌رنگ روغن بیش از پیش شد و همچنین در این زمینه هم هنرجویانی برای کلاس‌هایش ثبت‌نام
کرده‌بودند. در ادامه مجتبی رستمی به ابداعات در روش اجرایی رنگ و روغن دست‌پیدا کردکه منجر
به پیدایش سبک و سیاق خاص خودش شد و کمی نقوش برجسته هم چاشنی زیبایی و جذابیت آثار او
شده‌بود.

تهیه گزارش و تنظیم متن: شروین کندری

حس لطیف مداد رنگی

 

نمایشگاه نقاشی هرآنچه که باشد یکی از بحث های مهم و قابل ارزیابی آن حضور بازدیدکنندگان است ، بهترین و باکیفیت ترین نمایشگاه ها اگر از نظر بازدید کننده و شاید اگر بخواهم دقیق تر بیان کنم  بازدید مخاطبان آثار کار پوچ و ناقصی خواهد بود که گاهی در برگزاری نمایشگاه ها با این موضوع روبرو می شویم.

اما خوشبختانه یار با معلم جوان همراه بود و شوق دانش آموزان برای دیدن نقاشی های معلمشان و همچنین  تبلیغ خوب فرهنگسرای هنر (ارسباران) سبب شد تا بازدید خوبی از نمایشگاه دوم که در سالن اصلی آثار در فرهنگسرا برپا شده بود بشود و همین نکته  و استقبال و شلوغی فرهنگسرا سبب حضور روزنامه ی همشهری محله را به فرهگسرا کشاند و مصاحبه ای  با مجتبی رستمی را در تاریخ  شنبه دهم اسفند سال 1387 در همشهری محله منطقه 3 به چاپ رساند . که این موضوع خود سبب شناخت بیشتر و بهتر مجتبی رستمی که چند سالی در منطقه سه تهران مشغول تدریس بود و مدارس زیادی با نحوه ی کار او آشنا بودند شد.

در ذیل متن کامل مصاحبه را برای شما علاقمندان قرار داده ایم .

متن کامل مصاحبه مجتبی رستمی

این مصاحبه مربوط به نمایگاه نقاشی مجتبی رستمی در فرهنگسرای هنر ارسباران می باشد

حس لطیف مداد رنگی

گفت و گو با مجتبی رستمی – نقاش

معمولا خیلی کم پیش می آید که معلمان هنر فعالیت دیگری جز تدریس در مدرسه داشته باشند و نمایشگاهی از آثار خود برگزار کنند.

اگر هم معلمی پیدا شود که چنین کاری بکند استثنا است.

محمد مجتبی رستمی از همین استثناهاست . او در فرهنگسرا هنر یک نمایشگاه نقاشی برپا کرده است که موضوع آن شاگردانش در مدرسه اند . او برای این کار حدود 2 هزار عکس از بچه ها گرفته و از میان آنها 40 عکس را برای نقاشی با تکنیک مداد رنگی انتخاب و برای این نمایشگاه آماده کرده است .

رستمی طبق بروشور نمایشگاه در محله قلهک تهران پا به عرصه وجود نهاد ، تحت تاثیر آموزش های پدرش از یک سو و علاقه ذاتی اش  به نقاشی از دیگر سو جذب دنیای رنگارنگ و زیبای هنر شد .

در سال 1376 بعد از گرفتن مدرک دیپلم ریاضی فیزیک وارد رشته هنرهای تجسمی شد و از آن پس به فعالیت های هنری خود جدیت بیشتری  بخشید و به خلق آثار نقاشی با تکنیک مدادرنگی ، رنگ روغن و آکرولیک پرداخت که حاصل آن برگزاری چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی بوده است . با مجتبی رستمی در گالری شماره یک فرهنگسرای هنر گفت و گو کردیم که می خوانید.

آقای رستمی ، یعنی فقط به دلیل آموزش ها و صحبت های پدرتان به نقاشی علاقمند شدید؟

بله ، در خانواده ما هر کس به یک کار هنری مشغول بود و من هم به این رشته علاقمند شدم. پدرم نقاش بود و من از توانایی ایشان و آموزش هایش استفاده کردم و نقاشی یاد گرفتم.

این نمایشگاه چندمین نمایشگاه شماست؟

این در وارقع نهمین نمایشگاه من است . پیش از این در فرهنگسرای اشراق ، دانشگاه هنر و چندین گالری خصوصی نمایشگاه داشتم.

یک مقدار در مورد  این نمایشگاه برایمان توضیح بدهید.چه شد که شاگردانتان را موضوع نقاشی تان کردید؟

بچه ها همیشه دوست دارند معلم هنرشان تصویرشان را بکشد . من هم این ایده را دوست داشتم . برای همین ، طی 2 سال و نیم ، دوهزار عکس در مراسم مختلف و زنگ های تفریح از بچه ها گرفتم  و 40 تا از آنها را برای این مجموعه انتخاب کردم ، 40 تایی که فکر می کردم بیشتر به درد نقاشی می خورند و حس مداد رنگی را القا می کنند.

حس مداد رنگی یعنی چه؟

مداد رنگی به دلیل لطافت و نرمی و خطوط ریزی که ایجاد می کند حس دیگری نسبت به ابزار دیگر نقاشی دارد. و با توجه به آشنایی بچه ها با مدادرنگی برای بچه ها ملموس تر است. به نظر من معصومیت چهره بچه ها را بیشتر با مداد رنگی می شود نشان داد. بیشترین تمرکزم هم روی چشم بچه ها بود که مرکز انرژی است.

در کدام مدارس تدریس می کنید؟

من در مقطع راهنمایی و دبیرستان تدریس می کنم . در حال حاضر در مدرسه جماران در خیابان ظفر و مدرسه تدبیر در چهارراه قنات و چند مدرسه دیگر مشغول به تدریس هستم.

معلم هنر با معلم مثلا ریاضی یا فیزیک چه فرقی دارد؟

اصلا معلم هنر بودن چه حسی دارد؟

بهترین حسش ارتباط خوب با بچه هاست. در مورد تفاوتی هم که گفتید بین معلم هنر و بچه ها 2 اتفاق می افتد . یکی اینکه نمره حذف می شود، چون در این مورد نه معلم به نمره اهمیت می دهد و نه شاگرد.بعد هم ، معلم های دروس دیگر با بچه ها بصورت گروهی کار دارند ، یعنی درسشان را چای تخته می دهند و بعد درسشان را می پرسند و می روندولی معلم هنر باید با تک تک بچه ها کار کند. وقتی نقاشی می کشند ،باید بالای سر همه شان برود ، کارشان را ببیند و اصلاحشان کند.

خود شما تا حالا این استعداد را در کسی کشف کرده اید؟

پیدا کردن استعداد کار سختی است. من در سال حدود 2 هزار و 500 دانش آموز دارم و از بین آنها فقط در مورد یکی دو نفر احساس می کنم که نسبت به بقیه متفاوتند.

عکس العمل شاگردانتان وقتی به این نمایشگاه می آیند چیست؟

چند تا اتفاق می افتد  اول از تکنیک خوششان می آید،آنهایی که تصویرشان هست وقتی تصویرشان را می بینند ، ذوق زده می شوند ، کسانی هم که تصوی دوستشان را می بینند خوششان می آید و بعضی ها هم که تصویر خودشان نیست ناراحت می شوند.

در بروشور نمایشگاه نوشته اید که در محله قلهک به دنیا آمده اید. چرا این موضوع راثید کرده ایدکه در کدام محله متولد شده اید؟

برای اینکه این محله را دوست دارم . به نظرم محله  بسیار دوست داشتنی و خوبی است . مردمان خوبی هم دارد.

الان هم ساکن همین محه هستید؟

بله از بدو تولد تا الان در قلهک زندگی کرده ام، یعنی تمام عمرم ، قلهک را با هیچ جای دنیا عوض نکرده ام.

چرا؟

برای اینکه در جایی که زندگی می کنید باید احساس امنینت و آرامش داشته باشید. در قلهک این احساس را دارید ، همسایه های بسیار خوبی هم داریم.

در طول این مدت محله قلهک چه تغییراتی کرده؟

بافت سنتی اش دارد از بین می رود کوچه های تنگش دیگرماشین رو شده اند ، درطول این مدت ، آپارتمان های زیادی در این محله ساخته شده که حس محلی بودن را از آن گرفته.

اگر بخواهید یک ویژگی منفی برای این محله بگویید چه می گویید؟

آلودگی هوا، منطقه قلهک هر روز جزو آلوده ترین مناطق تهران اعلام می شود.

نویسنده متن : شقایق عرفی نژاد-اسفند 1387​

داستان نمایشگاه هم کلاسی های من ……. (سری اول)نمایشگاهی بی‌پایان»"My classmate" is the title of an endless exhibition

نمایشگاه نقاشی هم کلاسی های من

گزارشی مختصر از نمایشگاه نقاشی مجتبی رستمی طراح و نقاش-Mojtaba Rostami

هنرمندی که به تدریس علاقمند است باید توان تدریس رو هم داشته باشد چون قطعا مورد آزمایش قرار می گیرد مجتبی هم در آن زمان که درگیر آموزش بود، جزوه‌هایی را هم آماده‌کرده بود تا فضای تدریسش که به صورت آکادمیک و حرفه‌ایی بود بهتر پیش رود و دانش‌آموزان نیز از آن‌ها بهره‌مندشوند. این روند در بخش عملی کار هم پیش می‌رفت و همیشه در حال آماده‌سازی و بروز کردن تجربیات خود بود و این اتفاق سبب خروجی های مطلوبی از کلاس‌های او، بخصوص در مدارس شد. در زمانی که در آموزشگاه کمیل مشغول به تدریس بود، پدر یکی از هنرجویان مدیر فرهنگسرای اشراق بود و به او پیشنهاد نمایش آثارش در آنجا را داد. در نهایت طی گفتگویی که با پدر هنرجو صورت گرفت قرار بر این شد که نمایشگاهی از آثار مجتبی رستمی در فرهنگسرای اشراق که در آن‌زمان در بین فرهنگسرا ها دارای شهرت خوبی بود برگزار شود. مدیر فرهنگسرا در یک مکالمه تلفنی یک وقت جهت برگزاری نمایشگاه ایشان معین کردند، اما به قدری مدت زمان برگزاری زود بود که  به ناگزیر هنرمند این دعوت به همکاری را رد کرد، زیرا در آن زمان مجموعه‌ایی کامل برای نمایش  نداشت. در پایان اتفاقی که در این مکالمه‌های پی در پی رخ داد سبب شد مجتبی رستمی مجدد به سمت برگزاری و نمایش آثاراش روی آورد و در نهایت با زمانی که دو الی سه ماه فرصت برای جمع آوری مجموعه‌اش داشت موافقت کرد و در آخر زمانی در تابستان هماهنگ شد.

به‌دلیل مدتی دوری  هنرمند از فضای نمایشگاهی باید کمی دقیق‌تر و جدی‌تر روی این موضوع وقت می‌گذاشت و آن را دنبال می‌کرد. به‌طور کلی نقاشان می دانند هرنقاش موضوع یا موضوعاتی مشخص برای جمع‌آوری مجموعه آثارش دارد، در آن دوران یکی از مباحثی که خیلی برای هنرمند جذاب به شمار می‌رفت و یکی از دغدغه‌های او بود حالت‌ها و پرتره‌های شاگردانش محسوب می‌شد و با توجه به اینکه هر هنرمندی‌که به تدریس مشغول است قطعا با این اتفاق روبرو خواهدشد که شاگردان یا هنرجویانش علاقه داشته باشند توسط قلم استادشان چهره‌نگاری شوند. مجتبی هم به فکر نقاشی از چهره ی شاگردان شد و موضوع همکلاسی‌های من را انتخاب و شروع به فکر و انتخاب سوژه در باب آن کرد. در آن سالها مدارس تهران، هرکلاس بین 35 تا 40 دانش‌آموز داشت و در این زمان کوتاهی که او سرکلاس باید تدریس می‌کرد پاسخگوی این شوق دانش‌آموزان نیز بود. از آنجایی که سعی بر این داشت، هرگز تفاوتی میان شاگردانش نگذارد تصمیم بر این گرفت تا پرتره‌های زیادی از بچه‌ها بکشد و این جذابیت باعث شد در زمان خودش از آن‌ها کار کند. با همین دیدگاه در آن دوران یک دوربین عکاسی مارک سُنیH9 خریداری کرد  و این دوربین نیمه حرفه‌ایی را با خود سر کلاس برد و به جای نقاش از آن‌ها عکاسی می‌کرد با این تفاوت که قرار براین بود بخشی از این عکس‌ها تبدیل به پرتره‌های نقاشی شده و کار شده از بچه‌ها شود. زمانی که وقت نمایشگاه را گرفت و به فرهنگسرای اشراق رفت با دیدن فضای آنجا احساس بر این داشت که موضوع بسیار خوبی را انتخاب کرده‌است. عنوان مجموعه همکلاسی‌های من بود و با همین نام هنرمند شروع به کار و پرورش مجموعه‌اش کرد. در اوایل کار بچه‌ها در مقابل دوربین خیلی ژست و فیگور می‌گرفتند، اما مجتبی رستمی آنچه در ذهن می‌پروراند فراتر از این ها بود و از این‌رو شروع کرد به عکس برداری از بچه ها در زمان‌‌هایی که اصلا حواسشان نیست و مشغول کارشان هستند. ماحصل حدود 2000 عکس شد و در نهایت قرار براین بود که هنرمند از بین عکس‌ها انتخاب کند و مجموعه‌ایی را برای نمایشگاه همکلاسی‌های من در فرهنگسرای اشراق آماده کند و با توجه به زمانی که برای اجرای کار داشت تصمیم گرفت از روش مدادرنگی بهره‌بگیرد، چون در آن زمان تسلطش بر تکنیک و کار با این ابزار هنری بود و احساسش بر این بود که با این روش اجرایی در این مدت کم از عهده کار بر می‌آید و کودکی موجود در وجود بچه‌ها بهتر به نمایش در می‌آید. از بین 2000 عکس 300 تایی که خاصیت تبدیل به تابلو را داشتند، منتخب شدند. آثار در نمایشگاه همکلاسی‌های من به روش مدادرنگی بر روی مقوا، در سایز 30 در 40 اجرا شدند. تا زمان برگزاری نمایشگاه حدود 40 اثر آماده‌شد و آثار مجموعه اول  در فرهنگسرای اشراق به نمایش درآمدو پایان کار این نمایشگاه که در تابستان هم برگزار شده‌بود از آنجایی که هنرمند با شاگردانش هماهنگ کرده بود همه در روز افتتاحیه حاضر شده بودند و به دنبال چهره‌های کارشده‌شان می‌گشتند. مبحثی که این نمایشگاه را برای بچه‌ها جذاب می‌کرد این بود که نمی‌دانستند کدام یک از فیگورها و پرتره‌های گرفته‌شده‌ی آن‌ها سوژه‌ی اصلی برای کار در این مجموعه قرارگرفته‌است. و مجتبی رستمی نقاشی ها را در کنار عکس ها به نمایش گذاشت .از آنجایی که فرهنگسرای اشراق بسیار شهرت داشت، تبلیغات خوبی هم صورت گرفت و همچنین خرید آثار در این مجموعه همانند نمایشگاه قبلی بسیار خوب و چشم‌گیر بود. اتفاقات جالبی در بین زمان نمایش آثار اتفاق افتاد که در متن های بعدی به آنها اشاره خواهد شد.​

نویسنده متن: شروین کندوری

At that time, when he was involved in education, he had also prepared
pamphlets so that his teaching environment, which was academic and professional, would
go better and the students would also benefit from them. This process continued in the
practical part of the work as well, and he was always preparing and updating his
experiences, which led to favorable results in his classes, especially in schools. While he was
teaching at Komail school, the father of one of the students, who happened to be the
director of Eshragh Cultural Center, suggested him to exhibit his works there. Finally, during
a conversation with the student's father, it was decided that an exhibition of Mojtaba
Rostami's works would be held at the Eshragh Cultural Center, which had a good reputation
at that time. In the same phone conversation, the director of community center fixed a time
for holding his exhibition, but the duration of the exhibition was so early that the artist
inevitably rejected this invitation to cooperate, because he did not have a complete
collection to show at that time. In the end, successive conversations made Mojtaba Rostami
turn to holding and exhibiting his works again, and finally he gave his assent to the time he
had two to three months to collect his collection, and agreed on a time in the summer.
Due to the fact that the artist is far from the exhibition space, he should have spent a little
more time on this issue and followed it.
In general, every painter has a certain subject or subjects to collect his collection of works.
At that time, one of the topics that was considered very attractive for the artist and one of
his concerns was the poses and portraits of his students, and considering that every artist
who is teaching will definitely face the fact that his students are interested. Let them be
painted by the powerful pen of their teacher.
He chose the topic of "my classmates" and started to think and choose an object about it. In
those years, Tehran schools had between 35 and 40 students in each class, and in this short
time he had to teach the whole class and he was also responsible for the enthusiasm of the
students.
Since he tried to never differentiate between his students, he decided to draw many
portraits of children and this attraction made him work on them in his own time. With this

view, at that time he bought a semi-professional Sony H9 camera and took that with himself
to class and photographed them instead of painting, with the difference that some of these
photos were supposed to become painted and worked portraits of children. When he took
time from the exhibition and went to Eshragh Cultural Center, seeing the atmosphere there,
he felt that he had chosen a very good subject.
The title of the collection was "My classmates" and with this name the artist started to work
and develop his collection. At the beginning of the work, the children used to make a lot of
poses and figures in front of the camera, but what Mojtaba Rostami had in mind was
beyond these, therefore, he started photographing the children when they are not paying
attention and are busy with their work.
The result was about 2000 photos, and in the end, the artist was supposed to prepare a
collection of these photos for the "My Classmates" exhibition at Eshragh Cultural Center,
according to the time he had to implement the work, he decided to use the method of
colored pencil. Because at that time, he had mastered the technique and working with this
artistic tool, and he felt that with this method of execution, he could handle the work in this
time, and the childhood in children would be better displayed.
Among the 2000 photos, 300 were selected that could be converted into paintings. The
works in the exhibition "My classmates" were performed using colored pencils on
cardboard, in the size of 30 x 40. By the time of the exhibition, about 40 works were
prepared and the works of the first collection were displayed in Eshragh Cultural Center.
This exhibition, which was held in the summer, and the artist had coordinated with his
students, they all showed up on the opening day and were looking for their painted faces.
The topic that made this exhibition interesting for children was that did not know which of
the figures and portraits taken from them was the main subject for the work in this
collection. As Eshragh Cultural Center was very famous, there was good publicity and also
the purchase of works in this collection was very good and impressive as in the previous
exhibition.

Rewrite the text : Shervin Kondory   
Translate by: Shaghayegh Kondory​

داستان های سال های دور ( بخش سوم) – شوق تدریس جوانی(Being away from the exhibition space became an artistic strength.)

تدریس هنر

گاهی موضوعاتی در مسیر زندگی تمام مسیر را عوض کرده و آدمی را آنچنان که می خواهدبازی می دهد در ابتدای مطلب دوم باید اشاره‌کرد به این موضوع که اتفاقات بسیار روشن و خوبی بعداز نمایشگاه ماهی‌های قرمز در فرهنگسرای ارسباران برای مجتبی رستمی رخ داد. در واقع شروع کاردر مدارس و معرفی هنرمند به مدارس مختلف برای تدریس بعد از برگزاری این نمایشگاه بود و فروش خوب آثار نمایشگاه ماهی های قرمز، انگیزه‌ایی شد تا نمایشگاه‌های بعدی به صورت پی‌درپی اما با فاصله ی زمانی برگزار شود.

با این حال مسائلی هم وجود داشت که شرایط حیطه هنری مجتبی رستمی را در دوران جوانی تحت تاثیر قرار داد. در کنار کار نقاشی بخاطر توانایی‌های خوبی که در زمینه‌ی گرافیک داشت، فعالیت‌هایی در زمینه‌ی کار طراحی جلد و نشریات انجام می‌داد. حدودا 360 جلد نشریه که بیشتر آن هنوز هم موجود است، توسط مجتبی رستمی طراحی جلد آن‌ها را مجتبی رستمی انجام شده‌است. همه‌‌ی این‌ها باعث شد این حس به هنرمند القا شود که هنرمندی که بخواهد یک کار حرفه‌ایی و نمایشگاهی برگزار کند، باید از لحاظ پتانسیل کارهم خیلی خودش را غنی سازد. از این‌رو با تمام شوق‌و اشتیاقی که برای برگزاری مجدد نمایشگاه داشت، مساله آموزش برای او بسیار مهم شد و به عنوان جوانی که مدارس مختلف برای تدریس از او دعوت به کار شده‌بود، تا جایی پیش رفت که در سال‌های اول کارش در 7 الی 8 مدرسه کار می‌کرد که حدودا بین 70 تا 72 ساعت آموزش در هفته تخمین زمانی دارد و به خودی خود می‌توان این اتفاق را یک رکورد به شمار آورد. بسیار جذب آموزش شد، تا جایی که شوق به کلاس رفتن و تدریس در هنرمند انقدر زیاد بود که حاضر به تعویض و جابجایی آن با هیچ چیز دیگر نبود. در آن دوران در مدارس مختلفی به کار تدریس مشغول بود که بعضی از این مدارس خیلی معروف و به‌نام در تهران بودند.

بخش آموزش یک ویژگی بسیار خاص و بارزی برای او ایجاد کرد که شاید بالا بردن جذابیت کار مجتبی رستمی به این قسمت مربوط باشد. زمانی‌که برای کار تدریس وارد مدارس راهنمایی و دبیرستان که عموما مدارس راهنمایی بودند، شد این اتفاق رقم خورد؛ “در واقع وقتی شخص وارد حیطه‌ی تدریس و محیط مدرسه شود و با دانش‌آموزان مختلفی سر‌وکار داشته‌باشد با هنرآموزانی مواجه می‌شود که به صورت ذاتی دارای توانایی‌های ویژه‌ی بصری و هنری خاصی هستند.” به همین خاطر به صورت جدی  هنرمند تصمیم به فراگیری علمی و یادگیری بیشتر در هنر چه تئوری و چه عملی گرفت. از این رو شروع به بازبینی اطلاعات، دانش و دانسته‌های خود کرد تا برای بهتر کردن آن‌ها مجدد خودش هم آموزش ببیند. همین اتفاق نقطه‌ی عطفی در کار مجتبی رستمی بود و واقعا جذابیت کار بیشتر بالا رفت، زیرا اجبار در این مرحله وارد عمل شد و هنرمند مجبور بود هم کار و تدریس را انجام دهد، هم پیگیر مطالعه بیشتر در خصوص مدادرنگی، آبرنگ و حتی رنگ روغن باشد. زیرا باید اطلاعاتی جدید جمع آوری می‌کرد و آن‌‌هارا  هنگام آموزش در اختیار هنرجویانش قرار می‌داد تا آموزشی خوب و اصولی داشته باشد، باید این موضوع را هم در نظر داشت که مجتبی رستمی در آن زمان آموزگار بسیاری جوانی بود و با وجود این حجم کاری بالا و کلاس‌هایی که به او داده‌بودند قطعا زیر ذربین می‌رفت از این رو با بِروز کردن علم آموزشی خودش سعی براین داشت کمی‌و کاستی ها را برطرف سازد و این امر باعث پربار شدن خروجی‌های کلاس او از مدارس شد. در واقع این اتفاق باعث شد چندسالی درگیر فضای تدریس شد و نتواست به آماده‌سازی و نمایش آثار خود وقتی را اختصاص دهد. این قبیل رخدادها فرای تصور هنرمند بود زیرا به این فکر نمی‌کرد روزی فضای کاری و تدریس او در کار هنری و برگزاری هرآنچه در فکر داشت اینگونه تاثیر بگذارد، به عبارتی یک مانعی بزرگ برایش به حساب آمد. مجتبی رستمی بر این فکر بود که کار آموزش هنر می‌دهد، برای پیشرفت در دیگر کلاس‌های هنری هم شرکت دارد و درنتیجه نمایشگاه بسیار موفق تری برگزار خواهد کرد. اما مشغله بسیار کاری و تدریس در چند مدرسه مانع این اتفاق شد که کمی باورش هم سخت بود، ولی این را می‌دانست که اگر واقع‌بین باشد واقعا زمانی باقی نمی‌ماند تا به خوبی به این بخش از آنچه‌که در فکر داشت برسد. علاوه بر مواردی که تا اینجا در مورد آن‌ها و سختی‌هایشان گفته‌شد،  باتوجه به اینکه در آن زمان نیز وارد کار طراحی گرافیک شده‌بود و این کار هنری زمان بسیاری را به خود اختصاص می‌داد، به همین علت‌ها چند سالی برای به نمایش گذاشتن آثارش در گالری‌ها فرصت مناسب پیدا نکرد. دوری از فضای نمایشگاهی را نمی‌توان به عنوان یک ضعف ازش یاد کرد بلکه به‌خودی‌خود نقطه‌ی قوتی در زندگی هنری مجتبی رستمی قلمداد می‌شد زیرا در آن سال‌ها با مطالعات و تحقیقات علمی، هنری که انجام ‌داد باعث شد به یک حد و مرحله‌ایی برسد که جایگاه مناسب و مطلوبی در هنر باشد تا آن‌جا که سطح هنری او نسبت به قبل خیلی بهتر شده بود. می‌توان گفت که خیلی از هم دوره‌ایی ‌هایش در آن سال‌ها این توانایی را نداشتند.

مجتبی رستمی مدرس نقاشی

این متن توسط شروین کندری تدوین و نگارش شده است

At the beginning of the second article, it should be mentioned that very bright
and good things happened to Mojtaba Rostami after the red fish exhibition in Arasbaran
Cultural Center. Actually, the beginning of the work and the introduction of the artist to
different places for teaching was after holding this exhibition, and the good sales in it became
an incentive to hold subsequent exhibitions in a row.
However, there were issues that affected Mojtaba Rostami's artistic field during his youth. In
addition to painting, due to his good abilities in the field of graphics, he did activities in the field
of designing covers and publications. About 360 covers of the magazine, most of which are still
available, were designed by Mojtaba Rostami. All of this made the artist feel that if he wants to
organize a professional work and an exhibition, he should enrich himself a lot in terms of the
potential of his work. Therefore, with all the enthusiasm he had for holding the exhibition
again, the subject of education became very important to him, and when he was young, he was
invited to teach in different schools, and reached a point where in the first years of his career,
he taught 8 schools were working, which has an estimated time of between 70 and 72 hours of
instruction per week, and in itself this expenditure can be considered a record. He was strongly
attracted to education, to the point where the enthusiasm of going to classes and teaching was
so great in the artist that he was not willing to replace it with anything else. At that time, he
taught in different schools, some of which were very famous in Tehran.
The education department created a very special and distinctive feature for him, which may be
related to this part of increasing the attractiveness of Mojtaba Rostami's work. This happened
when he entered middle and high schools, which were generally middle schools, to teach. "In
fact, when a person enters the field of teaching and the school environment and deals with
different students, he encounters art students who naturally have special visual and artistic
abilities." For this reason, the artist seriously decided to study science and learn more in art,
both theoretical and practical. Therefore, he started to review his information, knowledge, and
skills so that he could be trained again in order to improve them. This event was a turning point
in Mojtaba Rostami's work and the attraction of the work really increased, because the

compulsion came into play at this stage and the artist had to do both work and teaching, and
continue to study more about ink painting, watercolor and even oil paint. Because he had to
collect new information and make it available to his students during training in order to have a
good and principled education, it should also be kept in mind that Mojtaba Rostami was a very
young teacher at that time and despite this high workload and The classes that were given to
him were definitely under the microscope, therefore, by updating his educational science, he
tried to fix the shortcomings and this made his class outputs fruitful in schools. In fact, this
incident caused him to be involved in the teaching environment for several years and he could
not devote time to preparing and showing his works. Such events were beyond the imagination
of the artist because he did not think that one day his working environment and teaching would
have such an impact on his artistic work and holding whatever he had in mind, in other words,
it was considered a big obstacle for him. Mojtaba Rostami thought that by teaching art and
participating in other art classes, he could set up a much more successful exhibition. But being
very busy with work and teaching in several schools prevented this from happening, which was
a little hard to believe, but he knew that if he was realistic, there would be no time left to get to
this part of what he had in mind. In addition to what has been said so far about them and their
difficulties, considering that at that time he had also started graphic design and this artistic
work took a lot of time, for these reasons, he could not find a suitable opportunity for several
years. Show your works in galleries. Being away from the exhibition space cannot be intend as a
weakness, but it was considered a strong point in Mojtaba Rostami's artistic life. Because in
those years, with scientific studies and research, the art he did made him reach a suitable and
desirable place in the art space. To the extent that his artistic level was much better than
before, it can even be said that many of his contemporaries did not have this ability in those
years.

Rewrite the text : Shervin Kondory
Translate by: Shaghayegh Kondory​